کد خبر: 3916773
تاریخ انتشار: ۲۶ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۲:۵۵
یک آزاده گیلانی، از تسلط کامل خود به زبان های عربی، انگلیسی و آلمانی سخن گفت و متذکر شد: علاوه بر کلاس قرآن، معلم زبان اسرای ایرانی نیز بودم و به آنان زبان یاد می دادم، اما اگر سربازان عراقی متوجه کلاس های درس من می شدند، شکنجه و سلول انفرادی نصیبم می شد.

آیت گنجی اصل، آزاده 61 ساله رشتی که به عنوان سرباز در جبهه های دفاع مقدس حضور داشت در گفت وگو با ایکنا از گیلان، از دوران اسارت خود سخن گفت و اظهار کرد: در بهمن ماه سال 58، زمانی که تنها 20 سال داشتم، پای سفره عقد نشستم و سپس راهی خدمت سربازی در نیروی زمینی ارتش شدم.

وی با بیان اینکه جنگ عراق علیه ایران با دوران سربازی من همراه شد، تصریح کرد: صدام خودش را به همه امکانات مجهز کرده بود و می خواست ایران را بگیرد و خوزستان را اشغال کند، اما به لطف الهی و مقاومت ملت ایران نقشه شوم دشمن نقش بر آب شد.

این آزاده گیلانی، از جمله دلایل سقوط خرمشهر در روزهای اول جنگ را غافلگیری و عدم دسترسی رزمندگان ما به تجهیزات نظامی دانست و افزود: با شروع جنگ من و 52 سرباز دیگر تیپ یک لشکر یک تهران به صورت داوطلبانه آماده حضور در جبهه شدیم و به واسطه شرایط آن روزها، خیلی زود به اسارت دشمن درآمدم و بعد از گذراندن 10 سال در زندان های دشمن، سال 69 به میهن بازگشتم.

گنجی، با بیان اینکه در آن زمان امنیت و آرامش کشور بیشتر از آغاز زندگی مشترک برای من اهمیت داشت، خاطرنشان کرد: با وجود اینکه تازه ازدواج کرده بودم، عروسی نگرفتم و راهی جبهه شدم، زیرا تشکیل خانواده در کشوری که امنیت ندارد را بی ارزش می دانستم.

وی با اشاره به آشنایی خود با حجت الاسلام سید علی اکبر ابوترابی در دوران اسارت، یادآور شد: حجت الاسلام ابوترابی یکی از انسان های بی نظیر تاریخ است و هرگز شخصیتی مانند ایشان را ندیدم.

این آزاده گیلانی، با بیان اینکه در آن زمان حافظ قرآن بودم و تسلط بر قرائت و تفسیر داشتم، عنوان کرد: در روزهای اسارت در زندان های رژیم بعثی، معلم قرآن اسرا شده بودم و به صورت هفتگی کلاس قرآن و مفاهیم برای آنان برگزار می کردم. برای تفسیر بسیاری از آیات از حجت الاسلام ابوترابی نیز کمک می گرفتم و از دانش قرآنی ایشان بهره می بردم.

شبی که امام خمینی(ره) مانع از شکنجه اسرای ایرانی شد!

وی از تسلط کامل خود به زبان های عربی، انگلیسی و آلمانی نیز سخن گفت و متذکر شد: علاوه بر کلاس قرآن، معلم زبان اسرای ایرانی نیز بودم و به آنان زبان یاد می دادم، اما اگر سربازان عراقی متوجه کلاس های درس من می شدند، شکنجه و سلول انفرادی نصیبم می شد و از شدت کتک تبدیل به جنازه می شدم، اما نه من و نه دیگر اسرا هرگز زیر شکنجه های جسمی و روحی دشمن کم نیاوردیم.

گنجی، با بیان اینکه به کمک نورانیت قرآن همواره اقدام به ترمیم فکری و عقیدتی اسرا می کردم، گفت: عراقی ها ساعت 12 شب بدون هیچگونه دلیل و بهانه ای شروع به کتک زدن اسرا می کردند و این کار هر شب ادامه داشت. یکی از شب ها که نگران شکنجه ماموران بودم، در حال زمزه آیات قرآن خوابم برد و در خواب امام خمینی(ره) را دیدم. ایشان در عالم رویا به من فرمود «راحت بخوابید که من امشب نگهبان شما هستم» و لذا آن شب از شکنجه شبانه ماموران عراقی خبری نشد.

وی با اشاره به بی رحمی ماموران عراقی در شکنجه اسرای ایرانی، خاطرنشان کرد: بعثی ها جلاد بودند و برای آزار دادن ما شروع به کتک زدن پیرترین اسیران می کردند و هیچگونه انسانیتی نداشتند، اما زور و قدرت آنان پوشالی بود و اگر اسیرشان نبودیم، از ترس خیلی زود تسلیم ما می شدند. وقتی خبر پیروزی رزمندگان اسلام در عملیات های مختلف به گوش می رسید، بعثی ها اسرا را مورد هجوم قرار می دادند و قساوت و سنگدلی آنان در شکنجه کردن بیشتر می شد.

این آزاده گیلانی، کینه و دشمنی صدام نسبت به ایران و ایرانی را بسیار زیاد دانست و ادامه داد: بعثی ها با شکنجه های خود روزی هزار بار ما را می کشتند و بسیاری از اسرا زیر شکنجه زیاد طاقت نیاوردند و شهید شدند، اما چون خدا را داشتیم، دشمن هیچ غلطی نکرد و عاقبت پیروز شدیم.

گنجی، دوران اسارت را دوران درخشش آزادگان دانست و بیان کرد: بعثی ها اسرا را زیر آب سرد کتک می زدند، در چاه فاضلاب تا گردن فرو می برند، زیر پای آنان آتش روشن می کردند و روی تخت های میخ دار می کشیدند، اما اسرا در مقابل همه رفتارهای وحشیانه بعثی ها ایستادند و ثابت کردند ایرانی هستند و من ایثار و استقامت را در دوران اسارت از آزادگان یاد گرفتم.

حجت الاسلام ابوترابی گره گشای اسرا بود

وی یکی از خاطرات خوب دوران اسارت را برگزاری مخفیانه جشن 22 بهمن دانست و اضافه کرد: تلخ ترین خاطره دوران اسارت نیز زمانی است که خبر ارتحال امام خمینی(ره) را شنیدیم، زیرا دنیا برای ما تیره و تار شد و تا سه روز کسی با دیگری صحبت نمی کرد.

این آزاده گیلانی، با بیان اینکه حجت الاسلام ابوترابی در گره گشایی از اسرا نقش اول را داشت، خاطرنشان کرد: مرحوم ابوترابی اسرا را مانند فرزندان خود دوست می داشت. یکی از روزها ایشان را بسیار شکنجه کرده بودند و من رسیدگی از ایشان را بر عهده گرفتم و خیلی ناراحت بودم. ایشان در همان حالت به من فرمود «اسارت همین است، روزی مرا شکنجه می کنند و روز دیگر شما را و باید تحمل کنیم».

گنجی، با اشاره به ادامه تحصیل خود بعد از دوران اسارت در رشته مهندسی کشاورزی، عنوان کرد: امروز از مسئولان می خواهم امید را به جامعه به ویژه در بین جوانان متخصص، نخبه و شایسته تزریق کنند، زیرا امید مایه حیات جامعه است و با امیدواری می توانیم سنگرهای علمی و فرهنگی و سیاسی و اقتصادی را فتح کنیم.

وی با بیان اینکه هرگز از همراهی انقلاب و امام و رهبری پشیمان نیستم و نخواهم بود، اظهار کرد: جوانان ما تشنه دانایی هستند و لذا یادگاران دفاع مقدس می توانند در کنار مسئولان دستاوردهای انقلاب را تبیین و نیازمندی های جامعه را ترجمان و سپس تبدیل به گفتمان کنند.

این آزاده گیلانی، تجربیات دوران اسارت را الگویی برای گذر از روزهای کرونایی دانست و گفت: همانگونه که اسارت یک آزمایش الهی بود، کرونا نیز یک آزمایش برای همه انسان هاست و آیه «وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَيَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَدَاءَ...» نشان می دهد خدامحور بودن مایه پیروزی ما در همه عرصه هاست و اگر به دنبال غیر خدا برویم حتما شکست می خوریم لذا باید به خدا پناه ببریم.

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: